تولد سپهر جونم

سلام قند عسل 
از روز پنجشنبه تا به امروز مهمون بودیم/(1135).gif)
سه روزشو خونه ی بابا کریم بودیم قرار بود
شنبه برم به بابا جون <پدر من >
سر بزنم که به خاطر هوای آلوده
و تعطیلیه مدارس
عمه نرفت خونشون منم نرفتم تا عمه اینا تنها نمون.
با خاله هماهنگ شدیم که یکشنبه بریم . دل بابایی برات
تنگ شده بود مدام زنگ میزد
که چرا نمیاین؟
دو روز هم رفتیم خونه ی بابای من
از اینکه مادرمو جلوی در ندیدم خیلی دلم گرفت
![]()
آخه ما هر وقت میریم اونجا هم پدرم و هم مادرم
میان جلو در استقبالمون . .
.
مامانی تو رو از بغلم میگیره و دیگه من فراموش میشم . . ./(217).gif)
خلاصه هر جای خونه رو که میدیدم دلم بدجوری میگرفت
تحمل جای خالیشو نداشتم/(995).gif)
بهش زنگ زدم کمی آروم گرفتم/(2211).gif)
خدایا صد هزار بارشکرت که مادرم برمیگرده /(1528).gif)
اگه اون نباشه به خودت قسم که من میمیرم /975.gif)
از غصه دق میکنم
خدایا بازم تو همین جا عهد دیرنمو باهات تکرار میکنم
جانمو قبل از عزیزانم بگیر که من طاقت هر چیزی رو دارم
جز این . . . آمین![]()
دیشب هم تولد پسر خالت سپهر بود 
به سلامتی رفت هفت سالگی ایشالا صد سال
به این سالها برسه عزیز خاله . . ./(1077).gif)
دیشب خیلی خوش گذشت
/(577).gif)
اما حیف که مادم نبود./(621).gif)
برای مادرم/(2040).gif)
مادرم تاج سرم عزیزترینی به خدا
مادرم مونسه من خاک پاتم به خدا
هر چی مادره عشقه

پسرم کاش تو هم منو اینقدر دوست داشته باشی![]()
میدونم من نمیتونم مثل اون باشم 

دوستت دارم
عزیز در دونه


تولد سپهر جونم
